خلاصه داستان كامياب پس از سال ها براي خاكسپاري پدرش به ايران مي آيد. وي بر سر ارث و ميراث
با برادر و دايي اش به مشكل بر مي خورد. از سوي ديگر، در همسايگي باغ آنها در
شمال كشور، يك مادر شهيد زندگي مي كند كه خاطراتي از دوران كودكي كامياب به
او مربوط مي شود. در ادامه